تبلیغات اینترنتیclose
اوّل سوال کن چه کسی؟ شخصیت نداشت( فاطمه اختصاری)
پیچک( فاطمه اختصاری)
شعر و ادب پارسی

فاطمه اختصاری



نوشته شده در تاريخ شنبه 16 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

شعر اول:

- «اوّل سوال کن!»    : «چه کسی؟»    – «شخصیت نداشت!»

: «کِی یا کجا؟»   – «مکان و زمانش جهت نداشت!

حالا بدون اینکه بپرسی نگاه کن!»

: «به چی؟»   – «به اینکه زندگی از بعد خالی است

مرز وجود داشتنت لیزتر شده!»

: «امکان ندارد این دیالوگ ها خیالی است!

من دائما وجود… وجو… داشـ… ـتم… ـته ام…»

- «ثابت ترین نقاط تو از تو فراری اند!»

: «حس می کنم که…»    – «بی حرکت باش! جُم نخور!

گیرنده های حسّ تو در بی قراری اند!»

: «باید چه کار کرد در این بی خودی شدن؟!»

- «تنها برای تو کلمه مانده و صدا

و انتخاب حرف برای ادا شدن»

: «رو به کدام سمت بپرسم چرااااا؟»

خدا

تنها حروف را سر هم می گذاشت تا

چیز نویی بسازد و آن را صدا کند

از هیچ چیز نسبی و از بی مخاطبی

مرز وجود داشتنش را جدا کند

و بعد شعر گفت که هم وزن داشت و

هم حسّ بی قراری او را فرو نشاند

با بیت بیت «آدم» و «غم» آفریده شد

و با صدای زنده تری شعر و شعر خواند

 

 

فاطمه اختصاری

http://avangardha.com/%D8%AF%D9%88-%-%

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اختصاری سیب سوم, | بازديد : 393