تبلیغات اینترنتیclose
با بال هاي زخمي،پرواز سمت ماه ( فاطمه اختصاری)
پیچک( فاطمه اختصاری)
شعر و ادب پارسی

فاطمه اختصاری



نوشته شده در تاريخ شنبه 16 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 با بال هاي زخمي،پرواز سمت ماه
از دست هاي خالي باند فرودگاه

و دوووووووووووووووور مي شويم از برجِ مراقبت
افتاده روي نعش زمين،شهر راه راه

[با من نگاه كن خلبان هاي خسته را
ديوارهاي صوتي درهم شكسته را]

چسبيدن تني عرقي به لباسهاش
مخفي شدن،تمامي شب زير يك كلاه

مردي فرود آمده،بعد از كدام اوج؟!
تنها فرو شدن،وسط عشق بي گناه

[با من نگاه كن شريان هاي خسته را
خونريزي مداوم قلبي شكسته را ]

آن سمت شيشه فضله ي خشك پرنده ها
اين سمت شيشه يك خلبان،آه،بغض،آه

تصميم هاي هي نگرفته براي مرگ
يك زندگي خوب! كه بعداً ... كه هيچ گاه...

حالا رسيده اي به جايي...[رسيده است؟]
يك انتخاب تازه... و يك راه اشتباه

[ از آسمان فرشته ي غمگين سقوط كرد
از توي چاله هاي هوايي به عمق چاه ]

چيزي نمانده است، به جز بال هاي خيس
چيزي نمانده است به جز چند تا نگاه !

تنها صداي يك خلبان « نـ ِ ... نمي توا...»
تنها صداي هق هق،در جعبه ي سياه

 

فاطمه اختصاري

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اختصاری سیب سوم, | بازديد : 470